|
نقد و بررسی سینمای ایران و جهان CINEMA & LITERATURE
|
پرده برداری از پوستر فیلم جدید مسعود کیمیایی محاکمه در خیابان

خبر دوم :
و بعد از سالها بالاخره اکران فیلم به رنگ ارغوان ابراهیم حاتمی کیا

این دو خبر چه ربطی به هم دارند؟ سوال خوبی بود .
مسعود کیمیایی که بعد از سالهای پر فراز و نشیبی که بعد از انقلاب داشته و طرفداران دو آتیشه ایشون هم دیگه حتی جراعت دفاع کردن از فیلمهای جدیدشون را ندراند . مدام داره سعی می کنه با ترفند های مختلف باز به اون اعتبار قبلیش برگرده و هر دفعه که شروع به ساختن فیلم جدیدی می کنه همه لحظه شماری می کنند تا ترفند جدید استاد را ببینند .
نکته : استاد در نوشتن برعکس فیلم سازی کارش هر روز بهتر از دیروزه مثلاً کتابهای اخیرش جسدهای شیشه ای و حسد .
ابراهیم حاتمی کیا با فیلم آخرش " دعوت " که درباره مسئله بحث برانگیز سقط جنین و با اون سبک اپیزودیکش و بازیگران زیاد و جور وا جورش توی گیشه خوب عمل کرد ولی با واکنش تند منتقدین مواجه شد . تنها نفری بود که از انتخاب شدن دوباره رئیس جمهور احمدی نژاد سود برد و شمقدری برای این سینماگر سیمرغی ریش گرو گذاشت و بالاخره فیلم به رنگ ارغوان پس از فکر کنم ۴ سال اجازه نمایش گرفت .
ما که مثل همیشه منتظریم تا هم فیلم " به رنگ ارغوان " و " محاکمه در خیابان " را ببینیم .

در حالی که از تب نمی دونستم چه بلایی به سر خودم بیارم پتو را از روم کنار زدم داشتم خفه میشدم لعنت به این آنفولانزا لعنت به این آنفولانزا از روی تخت بلند شدم ماهیچه های بدنم همگی قفل شده کمرم تیر می کشه . خدایا این چه جور مرضی است که توی جونم افتاده. در یخچال را که باز می کنم باد سرد یخچال توی صورتم آرامش بخشه ولی اون هم زیاد دوام نمیاره . قرص استامینوفن را که پیدا کردم سریع ۲ عدد را بلعیدم . به امید رفع تب. هر چی توی تخت غلت می خوردم این سر درد اجازه خواب را صادر نمی کرد . کمی تازه چشمهام گرم شده بود که بچه ها فریاد زدند الان جومونگ شروع میشه و من تا اومدم حرفی بزنم ولوم تلوزیون رفت روی ۸۰ اسنخوان جمجمه ام در حال ترکیدن بود .خدایا هر چی چشم بادمی مخصوصاْ این کرهای هاش را نبخشه که من را از خواب آروم محروم کردند . هنوز صدای چکاچاک شمشیرشون توی مخم سوت می کشه . بماند توی این مدت پخش سریال جومونگ چند تا فیلم و اخبار و برنامه خوب را از دست دادم . (این دختره سوسانا اصلاً قشنگ که نیست هیچی زشت هم هست )
اینها به کنار آقای صالح علاء در برنامه دو قدم مانده به صبح یک ساعت به تمجید از این سریال پرداخته و آقای جیرانی را ترغیب کردند که این آقای سانگ ایل گوک یا همان جومونگ در راه تهران هستند و چه خوب میشد به این برنامه بیایند و ما یک مصاحبه مفصل با ایشون انجام بدهیم. داشتم با خودم فکر می کردم ای دل غافل از دنیا حسابی عقب افتادی و از درک این سریال ژرف با بازیهایی در حد اسکار و بوندس لیگا هیچی نفهمیدی . دریغ چه زود دیر می شود ...
تحولات اساسی :
- در اولین فرصت دی وی دی های سریال لاست را شکسته و یک سری از سریال ژرف افسانه جومونگ خریداری شود.
- در هنگام تب و سردرد شدید به جای استراحت صحنه های کشته شدن دسته جمعی دو سه هزار نفر چشم بادمی را با صدای بلند تماشا بنمایم .
- در اولین فرصت اس ام اسی برای حضرت صالح علاء بفرستم و از ایشون و دوست گرانقدرشون آقای فریدون جیرانی تشکر و قدردانی به عمل آورم .
- در اولین فرصت ممکن بلیت سفر به گوگوریو سرزمین عشق و بویو سرزمین جنگ و هان سرزمین آدم بدها تهیه گردد.
بچۀ عوضی / Changeling
کارگردان: کلینت ایست وود. فیلمنامه: جی. مایکل استراچینسکی. موسیقی: کلینت ایست وود. مدیر فیلمبرداری: تام اشترن. تدوین: جوئل کاکس، گری روچ. طراح صحنه: جیمز جی. موراکامی. بازیگران: آنجلینا جولی[کریستین کالینز]، گتلین گریفیث[والتر کالینز]، میشل مارتین[سندی]، مایکل کلی[کارآگاه لستر یبارا]، جان مالکوویچ[کشیش گوستاو برایگلب]، کولم فیوره[رئیس پلیس جیمز ئی. دیویس]، جفری داناوان[سروان جی. جی. جونز]، دنیس اوهارا[دکتر جاناتان استیل]. 141 دقیقه. محصول 2008 ...
خلاصه فیلم : سال 1928، لس آنجلس. کریستین کالینز مادر مجرد مجبور می شود برای رفتن به سر کار پسر 9 ساله اش والتر را در خانه تنها بگذارد. اما زمانی که بازمی گردد، والتر را در خانه نمی یابد. جست و جوهایش نتیجه نمی دهد و مراجعه اش به پلیس نیز سود چندانی ندارد. اما خطابه کشیش گوستاو برایگلب درباره فساد، بی لیاقتی و سهل انگاری پلیس لس آنجلس سبب می شود تا رئیس پلیس و مامورین پرونده به دست و پا بیفتند. چند ماه بعد، پلیس به کریستین اطلاع می دهد فرزندش زنده در شهری دیگر یافته شده است. اما زمانی که کریستین برای تحویل گرفتن پسرش در مراسم برگزار شده توسط پلیس در ایستگاه راه آهن حاضر می شود، خود را با بچه ای عوضی روبرو می بیند .....

این روزها بعد از جشنواره کن همه جا صحبت از فیلم جدید کوئنتین تارانتینو Quentin Tarantino است . "پس فطرت های ضایع" Inglourious Basterds فیلمی که بازخوردهای زیادی داشت از طرفدارهای آتشین تا مخالفان منطقی ، همین مسئله نوید دیدن فیلم جذاب دیگری را از این استاد مسلم سینما می دهد .ما هم که مثل همیشه باید منتظر بمونیم تا کی بتونیم dvd فیلم را با هزار جور ترفند در کمترین زمان ممکن پیدا بکنیم و بعد با یک زیرنویس مزخرف که مدتی است رواج پیدا کرده به تماشا بنشینیم . حالا بماند عقده صدای دالبی و تصاویر اج دی ....
مصاحبه جالبی خوندم از سایت سینمای ما که خانم شیدا شیرازی با آقای کوئنتین تارانتینو انجام داده بود . بد ندیم برای دوستانی که نتونستند و یا اصلاً با این سایت آشنایی ندارن لیکنش را بزارم تا شما هم از قافله عقب نمونید .
مصاحبه خانم شیدا شیرازی با کوئنتین تارانتینو
لینک تریلر فیلم Inglourious Basterds در سایت youtube
تصاویر کوئنتین تارانتینیو در جشنواره کن
.jpg)
ما مانده ایم و بهت غم انگیز خانه ها
خوابیم و خانه پر شده از موریانه ها
خوابیم و بر زمین و زمان بوسه می زنند
چون افعیان پیر ، لب تازیانه ها
کم خونی از نگاه بشر زار می زند
پر می شود ز خون دل ما خزانه ها
در سوگ خویش مرثیه خوانیم روز و شب
از یادمان گریخته لحنِ ترانه ها
ما مرغهای عشق پرو بال خویش را
ارزان فروختیم به این آب و دانه ها
چندیست با هوای قفس خو گرفته ایم
یادش بخیر وسعت آن آشیانه ها
*
دردی زبانه می کشد اکنون در این غزل
می سوزم آه دم به دم از این زبانه ها
( شعری از ابراهیم بوالحسنی)